شانزده ماهگي
انقدر ي كه تو اين يك ماه اخير بزرگ شدم فكر نكنم تو ي 15 ماه گذشته اينطوري بوده
البته رشد فكري ها وگرنه رشد جسمي كه بايد برم براي چكاپ
تقريبا تمام كلماتي كه ميشنوم رو به هر زحمتي كه باشه آهنگش رو ادا ميكنم و بعضي ها رو هم به زبون خودم تكرارشون ميكنم
نحوه كار كردن بيشتر وسايلي كه پيرامونم هست رو ميدونم : باز و بسته كردن شير اب، روشن و خاموش كردن پنكه ،استفاده از كنترل تي وي، روشن و خاموش كردن اسباب بازيهام و...
تخم مرغ ق ققو (اينطوري نخونديش يك اهنگ خاصي داره كه انگار دارم دقيقا ميگم تخم مرغ)
انگور اگو
كفش دش
خواب خوا
قاشق قا
قند دن
اقا قاقا
پيچ گوشتي گيگي
بستني ب
تاب اب
پرتقال پق قا
سيب سي
اما تو اين همه حرفي كه ميگم فقط يك كلمه هست كه اطمينان دارم كامل و درست بيانش ميكنم و اون كلمه اي نيست جز مامان
و اگر روزي هزار با ر هم بگويم هر بار مامان با جان ودل ميگويد : جان مامان
و باز مامان ميگويد چقدر زود داري بزرگ مشوي پسرك كوچك من!



شانزده ماهگي
